الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

182

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

مىشود . سُنْبُلَة - جمعش سَنَابِل : خوشهء گندم و زراعت ، در آيات : ( سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ - 261 / بقره ) و ( سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ - 43 / يوسف ) . و أَسْبَلَ الزَّرْعُ : گياه خوشه‌دار شد ، مثل أَحْصَدَ و أَجْنَى ( درو كرد و چيد ) . مُسْبِل : نام تير پنجم در شرطبندى تير اندازى . سبأ : در آيهء ( وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ - 22 / نمل ) . سبأ « 1 » اسم شهر و ناحيه‌اى است كه مردمش پراكنده شده‌اند از اين روى مىگويند : ذَهَبُوا أَيَادِي سَبَأ - به صورت ضرب المثل يعنى همانند مردمان سبأ ، اهل اين محل نيز از هر سوى متفرق و پراكنده شدند . سَبَأْتُ الخَمْرَ : خمر را خريدم . و سَابِيَاء : بچه دان و مشيمه زن . ستت : آيه : ( فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ - 54 / اعراف ) و ( سِتِّينَ مِسْكِيناً - 4 / مجادله ) ( شصت بينوا ) كه اصلش - سدس - است و ان شاء اللّه در جاى خود ذكر مىشود . ستر : سَتْر : السَّتْر ، پوشاندن چيزى است .

--> ( 1 ) سرزمينى كه در قرآن به نام سبأ و يك سوره قرآن هم به همين نام است مربوط به سرزمينى است در يمن كه شهر بزرگش - مأرب - بوده و فاصله آنجا تا صنعا 3 روز راه بوده كه تمدّنى بسيار شكوفا داشته‌اند . و حادثهء سيل عرم باعث ويرانى و تفرقهء اهالى آنجا شده كه از راههاى مختلف دريا و خشكى خود را به مكانهاى ديگر رساندند از اين روى در عربها سرگذشت قوم سبأ ضرب المثل در آمده كه گفته‌اند : ذهب القوم ايدى سبأ . . . اليد : طريف و راه . ( معجم البلدان 3 / 181 ) .